چاپ کتاب جدید چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 14:38

کتاب سانچارک در بستر زمان / جلد دوم/ اثر دیگر از «سید علی نقی میرحسینی سانچارکی»

از چاپ خارج شد.

عنوان دوم این کتاب که (انقلاب، آسیب‌ها و عبرت‌ها) است، در قطع وزیری، با تیراژ 1000 نسخه و در 296 صفحه توسط انتشارات کمال الملک در قم نشر یافته است.

در یک نگاه کلی، محتوای این اثر را می‌توان به دو بخش زیر تقسیم کرد:

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید علی نقی میرحسینی  | لینک ثابت |

سلام دوستان عزیز پنجشنبه بیست و ششم دی 1392 19:42

سلام  دوستان عزیز

از اینکه مدتی است به ویبم سر نزده ام علتش آن است که چندی است در شهر مزار شریف مشغول اداره روزنامه عصر نو و نوشتن مقالات برای این روزنامه می باشم. به همین دلیل فرصت کمتر می یابم تا از این گوشه خلوت و دور افتاده سر بزنم. به هر صورت چنانچه خواستید وضعیت من را مشاهده کنید می توانید به سایت این روزنامه سر بزنید و نوشته های اینجانب را که بیشتر با نام خودم و گاهی با نام مستعار فرهاد سانچارکی چاپ می شوند بخوانید. موفق و پیروز باشید.

نوشته شده توسط سید علی نقی میرحسینی  | لینک ثابت |

چاپ کتاب جدید شنبه یازدهم آبان 1392 16:46

چاپ کتاب جدید

با سلام و تحیت و آرامی و سلامتی و خوشوقتی. خوب است از غزنه و شور و حالش شروع کنیم. از شهر محمود و مسعود و ایاز و سنایی و غزنوی!  از پایخت فرهنگی جهان اسلام! آری

غزنین باستان پایتخت فرهنگی جهان اسلام

حتما می دانید که سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی، پایخت فرهنگی کشورهای اسلامی را در سال 2013 شهر باستانی غزنه معرفی کرد. به این بهانه برخی از کسانی که دغ دغه کشور و ملت را داشتند دست به کار شدند و برای معرفی و شناسایی غزنه کارهایی انجام دادند. در این راستا «مجمع فرهنگی علما و طلاب جاغوری» همایش «غزنی شناسی» را ایجاد کردند و فراخوان مقاله دادند. صاحب این قلم در این همایش شرکت کرد و سه مقاله علمی و تاریخی نسبتا حجیم نگاشت که در جلد دوم مجموعه مقالات مجمع یاد شده آمده و در آینده بسیار نزدیک توسط سازمان ایکو چاپ خواهد شد. در حین مطالعه و تحقیق این مقالات بودم که با حکایت های جالب و خواندنی و درس آموز سلاطین غزنوی برخوردم و برخی از آنها را یاد داشت نمودم. تدوین همه آنها کتاب را حجیم می کرد که با توجه به گرانی کاغذ و چاپ و عدم همکاری دیگران (اعم از سفارت و ایکو دفاتر و احزاب و...) بر آن شدم که بخشی از آنها را گلچین کرده و آنهایی که دارای پیام اخلاقی و اجتماعی مناسب است را بیاورم. این شد که تنها به حکایت سلطان محمود بسنده کردم و از بین حکایات تاریخی مربوط به ایشان، برترین ها را برگزیدم و اصلاحات و توضیحات و پاورقی ها و مستندسازی های لازم را انام دادم و با قلم شیوا و داستانی اثر را به سامان رساندم و این شد که اکنون با کیفیت و چاپ و صفحه آرایی خوب و مناسب وارد بازار مطبوعات شد. البته با هزینه شخصی که از راه های قرض و وام و این چیزها دل به دریا زدیم تا دیده شود این خلاء مالی کی پرخواهد شد؟

اما در مورد این اثر، بهتر است برای معرفی آن، بخشی از مقدمه آن را خدمت شما تقدیم نمایم. تا هم با فضای اثر آشنا شوید و هم با ساختار و ترکیب و فصول و آغاز و انجام آن. این هم شما و این هم بخشی از مقدمه آن:

این اثر « گلچینی از دفتر شیرین و پرجاذبه سلطان محمود غزنوی است که به بهانه سال 2013 م. که غزنین را پایتخت فرهنگی جهان اسلام نام نهاده اند، تقدیم می‌گردد. قصه‌های این مجموعه هم می‌تواند عامل بیداری و عبرت آموزی باشد؛ و هم بهترین راه برای شناخت شخصیت چند بُعدی سلطان محمود غزنوی؛ و هم کوتاه ترین و سالمترین راهی است که می تواند ما را با تاریخ اجتماعی عصر غزنویان آشنا ‌کند؛ و چه بسا لحظات زندگی شما را شاد و شیرین و با  نشاط سازد و لبخند نمکینی بر لبانتان برویاند. حکایات شیرین و مستندی که در عین کوتاهی، دارای پیام‌های اخلاقی و اجتماعی فراوان است و می‌تواند دست مایه خوب زندگی امروز و فردای جامعه باشد.

***

این اثر با یک مقدمه تاریخی پیرامون سلسله غزنویان و سلطان محمود غزنوی آغاز شده و با پنج پرده استمرار یافته و با کتابنامه به پایان رسیده است. پرده‌های پنجگانه آن عبارتند از:

پرده یکم: با «مردمان گمنام» که دارای 9 داستان و حکایت تاریخی است.

پرده دوم: با «نامداران و نام آوران» که دارای 13 حکایت تاریخی است.

پرده سوم: با «نزديكان و درباریان» که دارای 14 داستان وحکایت تاریخی است.

پرده چهارم: با «رؤیاهای جان نواز» که دارای 4 داستان و حکایت تاریخی است.

پرده پنجم: «دیوان بلخ، آئینه عبرت!» که دارای تحقیقی پیرامون این دیوان و 4 قصه شیرین و عبرت انگیز می‌باشد.     

***

تهیه و مطالعه این کتاب را برای همه کسانی که دغ دغه کشور و طن را دارد پیشنهاد می کنم، مخصوصا اهالی غزنه و بلخ. بلخی که دیوانش داستانها دارد و دانستن این داستانها برای بلخیان صد البته که شیرین و خنده آور و جالب است. بهتر است خودتان بخوانید و با قصه مهرک و رجبک و... پیوند بزنید و  لذت ببرید.

به امید افغانستان آزاد و آباد و اسلامی و آرامی! بدرود! بدرود! باز هم بدرود!

مؤلف


برچسب‌ها: شبهای غزنین
ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید علی نقی میرحسینی  | لینک ثابت |

غزنویان و امام رضا(ع) جمعه سوم خرداد 1392 11:21
 

دل در کلام مولا علی(ع)

ابومنصور سبکتکین بنیانگذار و پادشاه غزنوی، بخشی از قبه شریف رضوی را بعد از آبادانی‌های شاهان سامانی، تخریب کرد و زیارت آن را ممنوع ساخت. اما فرزندش سلطان محمود در زمان پادشاهی خود، شبی امیرالمؤمنین علی7 را در خواب دید که حضرت با لحن تند و توبیخ آمیزی از او پرسید: «إلى متى هذا؟»، یعنی تا کی بنای فرزندم این چنین باشد؟[1] سلطان بعد از این خواب، به «ابوالفضل سوری ابن معتز»[2] که در آن زمان حاکم نیشابور بود، دستور داد تا به عمارت و مرمت حرم رضوی بپردازد.[3] ابن اثیر در ذیل حوادث سال 421 و ذیل عنوان «ذکر بعض سیره یمین الدوله» می‌نویسد: سلطان محمود غزنوی عمارت مشهد طوس را كه مرقد علی بن موسی الرضا7 و رشید در آن است، پس از تخریبی كه پدرش سبكتكین غزنوی در قبه به وجود آورد از نو ساخت و بنایی زیبا بر آن بنیاد نهاد.[4]

 

سلطان مسعود غزنوی نیز نسبت به حرم مطهر امام رضا7 بی تفاوت نماند. او به «سوری بن معتز» که در آن عهد صاحب دیوان خراسان بود؛ دستور داد تا خدماتی نسبت به بارگاه ملکوتی امام رضا7 داشته باشد. سوری به دنبال دستور سلطان مسعود به ساخت و ساز مجدد حرم رضوی اقدام کرد. بنا به گفته کارشناسان تاریخ حرم رضوی، مناره کنونی کنار گنبد مطهر امام رضا7 از آثار ماندگار عصر طلائی محمود و مسعود غزنوی است که تاکنون باقی مانده است.[5]

جالب اینکه: باسورث با طرح بخشهای از عملکرد سیاسی و اجتماعی «سوری بن معتز» و بیان اینکه او کارهای منفی و غارتگری‌های بسیاری در خراسان انجام داده و سرانجام به درد وجدان گرفتار شده بود؛ می‌نویسد: «سوری تا حدی کوشیده بود تا با انجام خدمات عمومی و دادن صدقات، زخم وجدانش را مرهم گذارد. از آن جمله مشهد علی بن موسی الرضا را که ابوبکر شهمرد کدخدایی سابق فایق آبادان کرده بود، بر آبادانیش بیفزود. مناره‌ای بر آن ساخت و دیهی خرید و جهت حفاظت آن وقف کرد.»[6]

***

که من شهر علمم علیم در است    درست این سخن قول پیغمبر است



[1]. الکامل، ابن اثیر، ج 9، ص 401.

[2]. در مورد شناسایی این فرد ر.ک: دیبای دیداری (متن کامل تاریخ بیهقی)، مقدمه و توضیحات از دکتر محمد جعفر یاحقی و مهدی سیدی، بخش توضیحات تاریخی، ص 793؛ تاریخ غزنویان، باسورث، ص 84 – 85.

[3]. برخی عامل سلطان در آن ایام را «ابوبکر شهمردی» دانسته اند که قبلا از طرف فائق کدخدای طوس بود. با این فرض، سلطان به او دستور داد تا به بازسازی بقعه مبارک امام رضا(ع) بپردازد و حرم مطهر را تجدید بنا کند. (دیبای دیداری (متن کامل تاریخ بیهقی)، با مقدمه و توضیحات دکتر محمد جعفر یاحقی و مهدی سیدی، بخش توضیحات تاریخی، ص 777.)

[4]. و جدّد عمارة المشهد بطوس الّذي فيه قبر عليّ بن موسى الرضا، و الرشيد، و أحسن عمارته، و كان أبوه سبكتكين أخربه، و كان أهل طوس يؤذون من يزوره، فمنعهم عن ذلك؛ (الکامل، ابن اثیر، ج 9، ص 401).

[5]. به نقل از: مهدی سیدی، مورخ و پژوهشگر در برنامه تلویزیونی که در ایام ولادت امام رضا(ع) (ذی القعده 1432) از شبکه اول تلویزیون ایران پخش شد.

[6]. تاریخ غزنویان، ص 85 – 86.

 

نوشته شده توسط سید علی نقی میرحسینی  | لینک ثابت |

فردوسی و سلطان محمود غزنوی جمعه بیست و هفتم بهمن 1391 20:56
 

آورده‏اند كه در زمان سلطان محمود غزنوى‏  مردى بود از اكابر دهقانان طوس و او را على ديلم گفتندى و او را دو پسر بود ابو القاسم و ابو المنصور. ابو القاسم شاعر و فاضل و يگانه دوران بود. چون پدرشان از دنيا رحلت نمود؛ عامل طوس به ايشان خصومت داشت، بر ايشان ظلم و تعدى‏ بنياد كرد. ايشان را دوستى بود او را محمد الاسكرى‏ خواندندى، بر وى مشورت كردند كه ضياع و عقار خود را فروخته ترك وطن اختيار كرده تجارت نمايند. رضا نداد و گفت: سلطان محمود شعرا را دوست مى‏دارد و ابو القاسم را به غزنين بايد رفت و دفع شر عامل بايد نمود. بر اين قرار يافت؛ و ابو القاسم متوجه غزنين شد. چون به نزديك غزنين رسيد؛ سلطان را چهار باغى بود مانند بوستان ارم آراسته و چون رخسار حوارى عين پيراسته، عنصرى و فرخى و عسجدى را ديد كه در آن باغ به عشرت مشغولند. عزيمت كرد كه پيش ايشان رود. چون شاعران ديدند كه شخصى بيگانه متوجه ايشان شد، گفتند كه: اين شخص اوقات ما را منغص خواهد كرد، حيله‏اى بايد نمود كه از تشويش‏  او ايمن باشيم. باهم قرار دادند كه هركدام مصرعى مى‏گوييم كه قافيه چهارم نداشته باشد، و او را مى‏گوئيم كه ما شاعرانيم و به غير از شاعر اختلاط نمى‏كنيم؛ هركس مصراع چهارم [رباعى‏] ما را مى‏گويد مصاحب ماست و الا زحمت‏  خود از ما دور دارد.

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید علی نقی میرحسینی  | لینک ثابت |

 

كارگران در فرهنگ و سيره اهل بيت8 به دليل تحمّل مشكلات كارى و نيز فراهم آوردن زمينه معاش جامعه، از حرمت و كرامت ويژه برخوردارند. از منظر اهل بيت8 اصل كاركردن مهم است، نه به كدام كار مشغول شدن. گرچه برخى شغل ها از ويژگى خاصى برخوردار است و بعضى ديگر نه تنها اهميت زياد نداردند، بلکه كراهت هم دارند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید علی نقی میرحسینی  | لینک ثابت |

انتشار کتاب جدید پنجشنبه ششم مهر 1391 10:5

انتشار کتاب جدید



برچسب‌ها: انتشار کتاب جدید
ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید علی نقی میرحسینی  | لینک ثابت |

انتشار کتاب جدید یکشنبه دوم مهر 1391 21:58

 انتشار کتاب جدید

امام رضا علیه السلام فرمود:

رحم الله عبداً احیا امرنا... فانَّ الناس لو علموا محاسن کلامنا، لاتّبعونا؛  خدا رحمت کند کسی را که امر ما را زنده کند. (راوی می گوید) گفتم: زنده نمودن امر شما به چیست؟ فرمود: علوم و معارف ما را فراگیرد و به مردم تعلیم دهد. زیرا اگر مردم خوبی ها و فواید سخن ما را بدانند؛ از ما پیروی می کنند.

                                                                                 (معانی الاخبار، شیخ صدوق، ج 1، ص 174)

اثری دیگری از اینجانب سید علی نقی میرحسینی توسط انتشارات زائر (وابسته به آستانه مقدسه قم) انتشار یافته است. این کتاب که با عنوان «راهی به آسمان» تألیف شده، در بردارنده مجموعه داستان های تاریخی و اهل بیتی(ع) است که در بخشی از مقدمه آن آمده است: « ... و نیز خوب می دانیم که رساندن حقایق دینی به گوش مردم و علاقمندان به اهل بیت(ع)، از یک سو بسیار پرهزینه است، از سوی دیگر، بسیاری از مردم، نه سواد کافی دارند، و نه وقت و فرصت کاوش و جستجو در مسائل علمی و پژوهشی در عرصه باورها و اعتقادات. بنابراین، ناگزیریم برای این گروه بی شمار، کاری انجام دهیم و از لابلای این همه پخش و نشر و تبلیغات زهرآگین، حقایق و معارف دینی را به گوش آنان برسانیم و و زمینه رشد و تعالی آنها را در حد توان فراهم نماییم. بهترین راه برای این کار، بیان حقایق دینی و کرامات و معجزات معصومان(ع) به زبان سهل و ساده است. چنین کاری،  هم برای همگان قابل فهم است؛ هم عواطف و احساسات دینی آنان را برمی انگیزاند و هم غیرت و حمیت اسلامی آنان را به تحریک وا می دارد. و نیز به دور از بحث و جدل های رایج بین خواص است که اکثر مردم نه آن را می پسندند و نه فرصت چنین مباحثی را دارند و نه ...!»

در یک نگاه کلی، نکات زیر در مورد این مجموعه قابل ذکر است:

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید علی نقی میرحسینی  | لینک ثابت |

بازگشت همه بسوی اوست شنبه هفتم مرداد 1391 0:57

سال ها باید که تا یک سنگ اصلی ز آفتاب    

لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن

قرن ها باید که تا از پشتِ آدم، نطفه ای

بایزید اندر خراسان یا اویس اندر یمن

با کمال تأسف اطلاع یافتم که در تاریخ  7/4/1391 ش. روحانی فاضل، محقق و نویسنده زنده یاد جناب حجت الاسلام والمسلمین شیخ مهدی رحمانی ولوی بلخابی در مشهد مقدس به دیار باقی شتافته است. این ضایعه اسفبار را به جامعه روحانیت هموطن، نویسندگان و پژوهشگران بی نام و نشان کشور، اهالی عالم پرور بلخاب، بویژه خانواده و بازماندگان ایشان تسلیت و تعزیت عرض می کنم.

مرحوم رحمانی از معدود روحانیانی بود که با عشق و علاقه و پشتکار وافر، سال ها در مورد تاریخ و رجال علمی و فرهنگی سرزمین آبائیش بلخ، به تحقیق و پژوهش پرداخت و سرانجام کتاب وزین و ارزشمند علمای بلخ (در 2 جلد) را با همکاری آستان قدس رضوی پدید آورد و به جامعه فرهنگی کشور تقدیم نمود. این کتاب، اثر شایسته و ارزشمندی است در عرصه شناخت و آشنایی با رجال علمی و فرهنگی بلخ و تاریخ علم و ادب این سرزمین کهن و باستانی.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید علی نقی میرحسینی  | لینک ثابت |

بانوی امام شناس جمعه دوم تیر 1391 9:45
 

 

اشاره                             

تنها تفاوتي كه زن و مرد دارند، درجسم و روان آنان است و بس، آن دو در انسانيت و جوهره آفرينش همسان و يكسانند. خداوند مي‏فرمايد: «فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي...»(1)؛ «پس وقتي آن را درست كردم و از روح خود در آن دميدم...»

روح آدمي، مجرد است و مذكر و مؤنث نمي‏شناسد. آنچه نزد خالق متعال اهميّت دارد، خلقت انسان است و تنها چيزي كه در اين مورد عامل تعيين كننده مي‏باشد، انسانيّت انسان است كه زيربناي آن را «روح» تشكيل مي‏دهد نه تذكير و تأنيث.

به عبارت ديگر: زن در نظام آفرينش، از همان گوهري آفريده شده كه مرد آفريده شده است و هردوي آنان در جوهر و ماهيت، يكسانند و تمايزي ندارند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید علی نقی میرحسینی  | لینک ثابت |