یک نگاه به یک رساله

عنوان رساله: زمینه ها و عوامل گسترش تشیع در حوزه بلخ از آغاز تا حمله مغول (مقطع دکتری)

در یک نگاه کلی، این رساله از یک مقدمه و چهار فصل و یک خاتمه تشکیل شده که در ذیل به مهم‌ترین عناوین و مطالب هر بخش اشاره می شود:
مقدمه
در این بخش، با مطالب زیر آشنا می شویم:
1. تعریف مسأله و بیان سؤال های تحقیق
2. سابقه و ضرورت و اهمیت تحقیق
3. جنبه جدید بودن و نوآوری تحقیق
4. فرضیه های تحقیق
5. اهداف تحقیق
6. قلمرو تحقیق (زمانی، مکانی و موضوعی)
7. بررسی منابع و مآخذ
8. تعریف کلید واژه ها
فصل اول: مباحث مقدماتی
مطالب و عناوینی که در این این فصل از نظر گذرانده می شود عبارتند از:
1. جغرافیای تاریخی بلخ
الف) تعریف جغرافیای تاریخی
ب) جغرافیای تاریخی شهر بلخ
ج) جغرافیای تاریخی حوزه بلخ
2. ورود اسلام به حوزه بلخ
الف) فتح اولیه حوزه بلخ در دوره خلفای نخستین
ب) شورش های مردمی و سرکوب آنها در دور امویان
ج) قیام های اسلامی در حوزه بلخ
3. تاریخ پیدایش تشیع
الف) امامیه، بدنه اصلی تشیع
ب) کیسانیه
ج) زیدیه
د) اسماعیلیه
4. ورود تشیع به حوزه بلخ
الف) از طریق قبائل شیعی
ب) از طریق شخصیت های شیعی
فصل دوم: زمینه ها و عوامل فرهنگی گسترش تشیع در حوزه بلخ
در این فصل، با این مطالب آشنا می شویم:
1. زمینه های گسترش تشیع در حوزه بلخ
2. عوامل فرهنگی گسترش تشیع در حوزه بلخ
الف) نقش اصحاب پیامبر(ص) در انتقال فرهنگ اهل بیت(ع) در شرق اسلامی
ب) فعالیت های علمی، تبلیغی و تربیتی امامان و اصحاب آنان
- امام علی و تشیع در حوزه بلخ
- امام سجاد(ع) و تشیع در حوزه بلخ
- امام باقر(ع) و تشیع در حوزه بلخ
- امام صادق(ع) و تشیع در حوزه بلخ
- امام کاظم(ع) و تشیع در حوزه بلخ
- امام رضا(ع) و تشیع در حوزه بلخ
- امام جواد(ع) و تشیع در حوزه بلخ
- امامین عسکریین(ع) و تشیع در حوزه بلخ
- امام عصر(عج) و تشیع در حوزه بلخ
3. فعالیت های علمی، تبلیغی و تربیتی علما و محدثان شیعه حوزه بلخ
- فعالیت های علما و راویان شیعه در حوزه بلخ
- نقش عالمان شیعه در حوزه حدیثی بلخ
الف) جلسات حدیثی محدثان شیعه در حوزه بلخ
ب) آثار مکتوب محدثان شیعی بلخ
ج) تعامل حوزه حدیثی بلخیان با حوزه های حدیثی دیگر شهرهای اسلامی
4. نقش فعالیت های علمی، تبلیغی و تربیتی عالمان اهل سنت در ترویج تشیع
5. نقش فعالیت های علمی، تبلیغی و تربیتی صوفیان و شاعران در گسترش تشیع
فصل سوم: زمینه ها و عوامل اجتماعی گسترش تشیع در حوزه بلخ
الف) زمینه های اجتماعی نفوذ و گسترش تشیع در حوزه بلخ
ب) عوامل اجتماعی گسترش تشیع در حوزه بلخ
بخش اول: مهاجرت بنی هاشم و علویان به حوزه بلخ
مهاجرت گونه ها و گروه های مختلف علویان به حوزه بلخ
الف) علویان فاطمی
1. علویان و سادات حسنی
2. علویان و سادات حسینی
3. علویان و سادات موسوی
ب) علویان غیر فاطمی
بخش دوم: اقامت قبائل و خاندان های شیعه غیر علوی در حوزه بلخ
فصل چهارم: زمینه ها و عوامل سیاسی گسترش تشیع در حوزه بلخ
در این فصل، مطالب و عناوین زیر را از نظر می گذرانیم:
1. تشیع حوزه بلخ در دوران خلافت امام علی(ع)
2. نقش امویان در ترویج تشیع با تأکید بر تشیع حوزه بلخ
3. نقش عباسیان در گسترش تشیع با تأکید بر تشیع حوزه بلخ
4. نقش برخی از سیاست های دولت های محلی با تأکید بر تشیع حوزه بلخ
الف) تشیع در دولت طاهریان
ب) تشیع در دولت صفاریان
ج) تشیع در دولت سامانیان
د) تشیع در دولت غزنویان
هـ) تشیع در دولت سلجوقیان
و) تشیع در دولت خوارزمشاهیان
5. نقش قیام های شیعی حوزه بلخ در گسترش تشیع
الف) قیام حضرت یحیی بن زید(ع)
ب) قیام رافع بن لیث
ج) قیام محمد بن قاسم بن علی(ع)
د) قیام حسن بن علی اطروش
هـ) قیام حسین بن علی مرورودی
و) قیام ابوالحسین محمد بن احمد زباری(متوفای 339 ق)
6. مبارزات سیاسی رجال و علمای شیعه
خاتمه
در این بخش سه عنوان توجه را به خود جلب می کند که عبارتند از:
الف) نتیجه گیری
ب) پیشنهادات
در این بخش، برای تکمیل بیشتر نوشتار چهار پیشنهاد ارائه شده که عبارتند از:
1. همایش بین المللی بلخ شناسی
2. احیای دوباره طالقان خراسان
3. بازشناسی خاندان حسینی بلخی
4. استفاده از کاوش ها و پژوهش های باستان شناسی
ج) فهرست منابع
در تکمیل و ساماندهی این نوشتار، از حدود 460 منبع استفاده شده که در 360 صفحه تدوین یافته است.

کوتاه ولی خواندنی در مورد صوفیه افغانستان

صوفیه از یک نگاه، به دو گروه «صوفی‌های معتدل و میانه‌رو»(2) و «صوفی‌های افراطی و غالی»(3) تقسیم می‌شوند. با قطع نظر از این  تقسیمات، صوفیه دارای فرقه‌ها و سلسله‌های مختلفی هستند که: قادریه(4) ، نقشبندیه(5)، چشتیه(6)، رفاعیه(7)، بدویه(8)، سهروردیه(9)، شاذلیه(10)، شطاریه(11)، مولویه(12)، بکتاشیه(13)، نعمت اللهیه(14)، ذهبیه(15) و... در شمار شاخه‌های مهم آنان به حساب می‌آیند.

از بین فرقه‌های فوق، گروه‌های «قادریه»، «چشتیه» و «نقشبندیه» در کشور افغانستان و ماوراءالنهر بیشترین حضور را داشته‌اند که در ذیل به اجمال معرفی می شوند:

1. فرقه قادریه: بنیانگذار این فرقه عبدالقادر گیلانی بود که در قرن 6  زندگی می کرد و قبرش در بغداد است. فرقه قادریه در قرن 16 میلادی در هند گسترش یافت و در همانجا برخی از پشتون‌ها به این فرقه جذب شدند. به همین دلیل، فرقه قادریه در بین پشتون‌های افغانستان که بیشتر در شرق کشور ساکنند، پیروان بسیار دارد. رهبری این فرقه در افغانستان به عهده خاندان گیلانی است. پدر گیلانی که حضرت نقیب صاحب نام داشت، در دهه دوم قرن 19 میلادی در حومه جلال آباد، رهبری این فرقه را بر عهده گرفت. پس از او فرزندش سید احمد گیلانی به هدایت آن پرداخت.

2. فرقه چشتیه: این فرقه بیشتر در حوزه غرب افغانستان نفوذ داشته است. این فرقه منسوب به خواجه ابدال چشتی متوفای ۳۵۵ق است. چشت قریه‌ای در هرات است. پیروان فرقه چشتیه در هرات و حومه هریرود بیشتر به چشم می‌خورد. افزون بر این، اندکی از پیروان این فرقه در حوزه شمال افغانستان یا همان حوزه بلخ حضور داشته اند که تعدادشان بسیار اندک بوده است.

 3. فرقه نقشبندیه: این فرقه بیشتر در شمال افغانستان و ماوراءالنهر نفوذ و استقرار داشته و به همین دلیل، «نقشبندیان» در شمال کشور و حوزه بلخ و بخارا بیشتر جا افتاده بوده و دارای سابقه طولانی و دیرینه است. نقشبندیه طریقه‌ای منسوب به خواجه بهاءالدین محمد نقشبند بخارایی(۷۹۱ ـ ۷۱۸ق) است. قبل از او بنای این فرقه را خواجگانی نهاده بودند که با پدید آمدن بهاءالدین نقشبند، نام فرقه از خواجگان به نقشبندیه تغییر کرد. خواجگان توسط خواجه یوسف همدانی(۵۳۵ ـ ۴۴۰ق) و خواجه عبدالخالق غجدوانی(م ۵۵۰ق) بنیان نهاده شد.‌ خواجه بهاءالدین خود از شاگردان و جانشینان خواجه عبدالخالق غجدوانی بود.

 

دعبل خزاعی فرمانروای سمنگان

دعبل خزاعی فرمانروای سمنگان

دعبل خزاعی(۱۴۸- ۲۴۵ ق)، از شاعران بلندآوازه و خوشنامی بود که بخشی از عمرش را در حوزه بلخ و ولایت سمنگان افغانستان گذراند. پدرش علی بن رزین بن سلیمان خزاعی بود. برخی نام دعبل را حسن و بعضی دیگر محمد گفته‌اند. کنیه‌اش را ابوجعفر و قبیله‌اش را خزاعه ذکر کرده‌اند. زادگاهش کوفه و محل زندگی‌اش بغداد بود. او در سال 174 ق. از طرف یکی از والیان عباسی در خراسان کهن، بر ولایت سمنگان و تخارستان در بخش‌های شرقی بلخ‌ امارت و حکومت یافت. او در هیچ حال از تبلیغ و ترویج مکتب اهل‌بیت(ع) دست بر نمی‌داشت. وی از اصحاب بزرگوار امام رضا(ع) و شاعری دلسوختة اهل‌بیت(ع) بود. از عالی‌ترین اشعار او قصیدة بلند «تائیه» یا «مدارس آیات» است که داستان شگفت دارد. داستان شیرین «پیراهن یوسف» پرتوی از همین شعر بلند - «مدارس آیات» -  او است که چند سال قبل توسط نگارنده نگاشته شد و در چندین مجله و سایت توفیق نشر یافت. جالب اینکه دعبل خزاعی، این قصیده بلند و پرمحتوا را برای نخستین بار نزد امام رضا(ع) خواند و آن حضرت پیراهنش را به عنوان صله به او داد.

 کوتاه سخن آنکه: دعبل شاعر شیعی، بی‌باک و شجاعی بود که از هیچ کس نمی‌هراسید. از وی نقل شده که در اواخر عمرش می‌گفت: «من پنجاه سال است چوبم (يعنى چوبه‏ دار) را بر دوش حمل مى‏كنم و منتظرم تا چه كسى مرا بر آن به دار خواهد زد، اما كسى را پيدا نكردم كه اين كار را بكند.»

وی سرانجام در سال 245 ق. در شهر شوش از توابع استان خوزستان ایران به دیار باقی شتافت و در همین شهر دفن گردید و اکنون مزارش در این شهر، مطاف دوستداران اهل بیت(ع) است.

روحش شاد و یادش گرامی

 

نسبت مولوی بلخی به امام جواد علیه السلام

امروز سالگشت شهادت جوادالائمه(ع) پیشوای نهم شیعیان جهان بود. به همین مناسبت، یکی از آثار و برکات آن حضرت در حوزه بلخ را خدمت شما معرفی می‌کنم:

... کوتاه سخن آنکه: همه عارف و شاعر نامدار بلخ را می‌شناسیم و با مثنوی معنوی‌اش آشناییم و معمولا ابیاتی از سروده‌های او را به خاطر داریم و هر صبح و شام و متناسبی با قضایا، زمزمه می‌کنیم. اما در مورد نسب خانوادگی او کمتر شنیده و کمتر می‍دانیم. در این مورد، گفتنی است که پدر مولوی «شیخ بهاءالدین محمد» معروف به «ولد» یا «بهاء ولد» نام داشت. اما پدر کلانش به نام حسین معروف بود. پدر این حسین «احمد خطیبی» نام داشت که به «البکری» معروف بود. مراد از البکری آن است که نسب وی به خلیفه اول یعنی حضرت ابوبکر می‌رسید. اما مادر این «احمد خطیبی البکری» (جد بزرگ مولوی) «فردوس‌ خاتون» نام داشت. او دختر «شمس‌الائمه سرخسی(۴۸۴-۴۸۳ ق و صاحب المبسوط)»، از فقهای بزرگ سده چهارم و پنجم بود. مادر شمس‌الائمه سرخسی که «خالصه خاتون» نام داشت، از فرزندان امام جواد(ع) بود. با این حساب، نسب مادری مولوی از طریق بانوی گرامی «خالصه خاتون» به امام جواد(ع) متصل می‌شود. بنابراین، نسب مولوی بلخی، از طرف پدر به جناب ابوبکر(خلیفه اول) و از طرف مادر به امام جواد(ع) منتهی شده و در شمار خاندان بزرگ سادات و علویان قرار می‌گیرد.